مانع تغییر-ترس

یکی از موانع ما برای تغییر ترس های ماست

روزی کودکی در جزیره ای مصنوعی به دنیا آمد. جزیره به بزرگی یک شهر بود. در آن جزیره تقریباً بیست هزار دوربین وجود داشت. که زندگی کودک را به تصویر می کشید و برای کل دنیا در بیرون از جزیره پخش می‌شد. تمام افراد در جزیره بازیگر بودند و قرار بود که تمام آنها نقش آدم های زندگی آن کودک را داشته باشند. معشوقه، همسایه، فروشنده، همکاران شرکت و … حتی شبکه رادیویی و تلوزیونی برای این جزیره ساختگی بود. خلاصه یک زندگی کامل ولی مجازی که تنها کودک از آن بی خبر بود. تنها راه خروج از این جزیره دریا بود. و بعد از آن دریا دنیای حقیقی انسان ها که شبانه روز شاهد فیلم کودک بودند، وجود داشت. کودک سالها در جزیره زندگی کرد و به جوانی شاد و خوشحال تبدیل شده بود. کارگردان این فیلم به خاطر اینکه کودک هیچ وقت نتواند از این جزیره خارج شود و روزی وارد دریا شود راهکاری خلق کرد. در زمانی که قهرمان داستان کودک خردسالی بود، پدر او را که یک بازیگر بود جلوی چشمان کودک در دریا غرق کرد. اینگونه کودک همیشه از دریا می ترسد، کارگردان کودک را از تنها ترین راه رهایی اش از آن زندگی مجازی ترسانیده بود و کودک همیشه در حریم ترسش باقی بود.

محدوده هایی که در ذهن ما وجود دارند مانند همان آب دریایی هستند که روزی، جایی در ذهن ما ترسی ایجاد کرده اند که باعث می شوند ما از حریم آنها بیرون نرویم. این ما نه صرفاً خود شخص ما بلکه افکار، احساسات، توانایی ها، رویاها و … تمام دنیای درونی ما در محدوده درونی ترس های ما جاری است.

ترس ما از فقر، ترس ما از آینده، ترس ما از خدا، ترس ما از انتخاب، ترس ما از …

و اگر برای هر یک از اینها مسیری بکشیم خواهیم دید که ما در دنیای نا محدودی که خداوند در اختیار ما قرار داده و به گفته خود قصد دارد که ما آن را مسخر خود کنیم چقدر محدود شده ایم.

(فایل صوتی این نوشتار رو می توانید در کانال تلگرام شایگانه بیابید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *